تبلیغات
پیشگیری و درمان اعتیاد
 
 
 

بیماری روانی اعتیاد

نویسنده : م مظفری | تاریخ : 11:53 - 1394/02/23

http://zendegisabz.mihanblog.com/

در این بخش به تشریح اجزای تشكیل دهنده بیماری روانی اعتیادی که به مصرف مواد مخدر مربوط  می شود، و همچنین به بازگو كردن این نكته می پردازیم كه چرا ما معتادان با وجود تحمل رنج های بیشماری که از پی آمدهای مصرف مواد مخدر ناشی می شود، همچنان به مصرف آن ادامه می دهیم. ذهن ما آنچنان تغییر یافته و دگرگون شده است كه قدرت گزینش و كنترل را از دست داده ایم. با گسترش و  پیشرفت این بیماری اعتیاد روانی ، شیوه تفكر و اندیشه ما ناهنجار و غیر عادی می شود.


 
اعتیاد یک بیماری است
چه كسی معتاد مزمن به شمار می آید
علائم روانی اعتیاد
شیوه های بیرون آمدن از انکار
 
اعتیاد یک بیماری است
برای پی بردن به این نكته كه چرا اعتیاد به عنوان یک  نوع  بیماری به شناخته شده است، ابتدا باید معنی واژه  بیماری را به خوبی درك كنیم. بیماری عاملی است که سبب می شود تا یکی از اندام ها، دستگاه ها و یایکی از اعضای بدن انسان از فعالیت بازماند و یا فعالیت آن مختل شود. در مورد اعتیاد به مواد مخدر، نیز دقیقا همین اتفاق رخ می دهد. مصرف طولانی مدت  مواد مخدر، با برجا گذاشتن تاثیر منفی بر ساختار مغز، فعالیت عادی آن را مختل ساخته و مغز برای اینكه بتواند به فعالیت عادی خود را ادامه دهد  به مواد مخدر وابسته می شود.
سرخوشی و شعف، تقویت قوای بدنی، و بهبودی الگوی خواب از جمله عواملی است که ممکن است در مراحل نخست مصرف رخ دهد، چراکه این مواد سیستم ارتباطی مغز را تحت تاثیر قرار می دهند. با این وجود، مصرف طولانی مواد مخدر به   گسترش و پیشرفت بیماری اعتیاد انجامیده  و ما را به یک معتاد مزمن تبدیل می سازد؛ چراکه مغز به مصرف مكرر مواد مخدر عادت کرده  و دیگر نمی تواند بدون مصرف این گونه مواد فعالیت عادی داشته باشد .با این که  شواهد زیادی برای وجود فرایند مشابه ای در مدار ارتباطی مغز در مورد معتادان رفتاری نیز وجود دارد، برای اثبات این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز می باشد.
 
چه كسی معتاد مزمن به شمار می آید
معتادان  مزمن كسانی هستند كه با وجود تاثیرات زیانبار مواد مخدر، بر مصرف این گونه مواد پافشاری می كنند. از آنجا كه بیماری اعتیاد مدارهای لذت، پاداش، انگیزه و حافظۀ مغز را مختل می نماید، در نتیجه فرد معتاد  توانایی قطع مصرف مواد مخدر یا حتی مهار و كنترل این گونه مواد را از دست می دهد. به همین علت ما برای تجربۀ دوبارۀ لذت و شعف حاصل از اولین بار مصرف مواد مخدر، به تكرار مصرف  پرداخته  و پس از آن صرفا برای اینكه احساس عادی بودن را در خود حفظ كنیم به مصرف مواد مخدر ادامه می دهیم.
البته همه كسانی كه مواد مخدر یا مشروبات الكلی مصرف می كنند به بیماری اعتیاد متبلا نمی شوند. اكثر كسانی كه به مصرف مواد مخدر یا الکل روی آورده اند می توانند  به اراده ی خود مصرف آن را قطع کنند. این گونه افراد  كسانی هستند كه هنوز قدرت اراده خود را از دست نداده اند. اینكه چرا  شماری از افراد معتاد می شوند و عده ای دیگر با وجود مصرف طولانی مدت مقادیر قابل ملاحظه ای از مواد مخدر معتاد نمی شوند هنوز معلوم و مشخص نیست. با این حال كسانی كه به درد اعتیاد مبتلا می شوند از خود عوارض و علائم مشابهی بروز می دهند كه ناتوانی در دست كشیدن ارادی از مصرف مواد مخدر، از جمله این عوارض است.
 
علائم بیماری روانی اعتیاد
در ذهن كسانی كه بیماری اعتیاد در آنها پیشرفت نموده، دو نشانه بارز وجود دارد: 
علائم روانی بیماری اعتیاد - بیماری روانی اعتیاد و نشانه های آن 
۱. وسوسه
وسوسه حالتی ناخواسته، كنترل ناپذیر و بی وقفه است كه بر اثر آن یك فكر، یك صحنه یا تصویر یا حالتی احساسی همواره ذهن انسان را درگیر کرده و به خود مشغول می سازد. در مورد ما معتادان،  این مواد مخدراست كه همواره ذهن ما را به خود مشغول می سازد و با آنكه می دانیم مصرف این گونه مواد برای خود ما و اطرافیان ما زیانبار است اما باز هم بر مصرف آنها پافشاری و اصرار می کنیم. علت چنین اصراری برای  مصرف مواد مخدر لذت فراوانی است كه در ابتدا از مصرف این گونه مواد احساس كرده ایم و بی وقفه تلاش می كنیم تا همان لذت و  نشئگی نخستین را به دست آوریم. به عنوان  فردی معتاد، همه فكر و ذكر ما به یافتن و مصرف مواد مخدر معطوف است چون تاثیر مواد مخدر بر مغز انسان با وجود غیر طبیعی بودن آن، بسیار قوی است. مواد مخدر،  توهم  قوی بودن  و داشتن كنترل بر اوضاع را در ذهن فرد معتاد پدید می آورد. با مصرف مواد مخدر ناگهان متوجه می شویم كه می توانیم از عهده كارهائی برآئیم كه در حالت عادی از انجام آنها وحشت و هراس داریم. احساس نشئه بودن و سرخوشی می كنیم و فردی جسور می شویم و احساس می كنیم هر مشكلی را می توانیم از پیش پا برداریم و ذهن ما با وجود طبیعی و عادی نبودن این گونه احساسات، ازقرار گرفتن در چنین حالت هائی  لذت می برد. چنین چرخه ای است كه سرانجام به ایجاد وسوسه در ما منجر می شود.
یكی از بزرگترین مشغله های ذهنی ما به عنوان معتادان مزمن این است كه با جدیت تمام می خواهیم ثابت كنیم كه می توانیم مصرف مواد مخدر را مهار و كنترل كنیم و اینكه ما افرادی عادی و طیبعی  هستیم. به احتمال بسیار زیاد قبول این واقعیت كه ما هیچ گونه عزم و اراده ای در برابر مواد مخدر نداریم واقعیت تلخی است كه  نمی خواهیم به آن اعتراف كنیم. به همین علت همواره تلاش می كنیم تا راهی پیدا كنیم و نشان دهیم كه از قدرت لازم برای تحت كنترل درآوردن میزان مصرف مواد مخدر برخوردار هستیم.  حتی اگر یک معتاد تمام عیار و نیز باشید باز هم به راحتی نمی پذیرید كه بیمار هستید. از خود بپرسید كه تا كنون چند بار تلاش كرده اید تا میزان مصرف مواد مخدر را در حد متعادل نگه دارید و در این راه با شكست روبرو شده اید. بینید تا كنون چندین بار با خود گفته اید كه دیگر مواد مصرف نخواهید كرد اما چد روز بعد باز هم به سراغ مواد مخدر رفته و مصرف آنرا از سرگرفته اید.  
   
۲. ناسلامت عقل
دومین نشانۀ بارز و متداول روانی در میان معتادان نداشتن سلامت عقل است که آن را می توان حالتی از تفكر توصیف كرد كه كامل و سالم، معقول و منطقی نبوده و بر واقعیت تكیه ندارد. افكار و اندیشه های ما معتادان از آن جهت غیرعادی و ناهنجار می شوند که مواد مخدر به شدت و به گونه ای غیر طبیعی چگونگی ارسال، دریافت و پردازش اطلاعات از سوی مغز را مختل می سازند. به همین علت، قدرت  تصیمیم گیری و قضاوت صحیح را از دست می دهیم.
افكارغیر عقلانی ما به رفتار و اقدامات زیانباری منجر می شوند كه سرانجام زندگی ما را آشفته می سازند. تا كنون چند بار خود را هنگام از سرگیری مصرف مواد مخدر فریب داده و به خود گفته ایم كه این بار خواهیم توانست مصرف مواد مخدر را کنترل کنیم و اوضاع با دفعات پیشین متفاوت خواهد بود؟ چند بار با وجود همه شواهد و نشانه های  نابود كردن خودمان و خانواده هایمان باز هم به مصرف مواد مخدر ادامه داده ایم. كسانی كه در اطراف ما  قرار دارند رفتار ما را  دیوانگی تلقی می كنند اما رفتار ما برای خودمان طبیعی جلوه می كند.
 
الگوهای خاصی در زمینه ناسلامتی عقل و افكار معتادگونه  وجود دارد كه ویژگی های آن در میان اكثر معتادان مزمن شبیه به یكدیگر است. این ویژگی ها عبارتند از:
الف- انكار         
انكار، نوعی مكانیزم یا سازوكار  دفاعی است كه ما برای متقاعد ساختن خود و دیگران مبنی بر اینكه مواد مخدر مشكلی برای ما ایجاد نمی كند از آن استفاده می كنیم. حتی خود ما نیز نمی دانیم كه سرگرم انكار مشكل اعتیاد خود هستیم چون مصرف مواد مخدر توانائی ما برای تفکر منطقی را مختل كرده است. اما انكار كردن سبب می شود تا با وجود همه مشكلات و مصائبی كه مواد مخدر برای ما و دیگران پدید آورده است به مصرف این گونه مواد ادامه دهیم. كسانی كه برنامه 12 قدم را دنبال می كنند می گویند “اعتیاد تنها عارضه  یا بیماری است كه به شخص مبتلا می گوید عارضه ای به نام  بیماری اعتیاد وجود ندارد”. 
 انكار روشی است كه ما برای اجتناب از پذیرفتن این واقعیت دردناک كه معتاد هستیم در پیش می گیریم. از آنجا كه از اعتراف به معتاد  بودن خود به شدت وحشت داریم به راحتی  اسیر شدن در چنگ اعتیاد را انكار می كنیم . نكته دیگر اینكه انكار کردن باعث می شود تا در دنیایی تخیلی زندگی كنیم دنیایی كه ما با وجود تحمل و تجربۀ مصائب فراوان در آن احساس آرامش و امنیت می كنیم. در حقیقت انکار فکر و روان ما را ناسالم و بیمار می کند.  باید توجه داشت كه همین انكار است كه ما را زندانی و اسیر اعتیاد نگه می دارد. تا زمانی كه این مكانیزم و شیوه دفاعی ما را در چنگ خود نگه داشته است در برابر مواد مخدر برده ای بیش نخواهیم بود.
 
فهرست انواع روش های دفاعی  که ما برای ادامۀ انکار اعتیاد خود از آنها استفاده می کنیم بسیار طولانی است. در اینجا به شماری از این شیوه ها که ما برای بی ضرر  جلوه دادن مصرف مواد مخدر به آنها متوسل می شویم اشاره می کنیم:
 
۱. توجیه: توجیه خود و دیگران در این مورد که چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم. “اگر زندگی شما هم شبیه زندگی من بود شما نیز مواد مخدر مصر ف می کردید”.
۲. دلیل تراشی: ارائه دلایل غیر منطقی درباره اینکه چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم.” برای این مواد مخدر مصرف می کنم که سرم گرم شود و اعتماد به نفس داشته باشم”.
۳. سرزنش کردن/  تأسف به حال خود: برای توجیه مصرف مواد مخدر، دیگران را مسئول معتاد شدن و رفتار خودمان معرفی کنیم.” شوهرم با من بدرفتاری می کند: برای اینکه بتوانم وی را تحمل کنم ناگزیرم که مواد مخدر مصرف کنم”.
۴. اندک جلوه دادن: خودداری از اعتراف به این که چه مقدار و چند نوبت در شبانه روز مواد مخدر مصرف می کنیم:” فقط هراز گاهی مواد مخدر مصرف می کنم. حساب کار را دارم و حواسم جمع است “.
۵. روشنفکر بازی: آوردن دلایل بی پایه و اساس برای متقاعد ساختن خود و دیگران که مشکلی در کار نیست.” برای این مواد مخدر مصرف می کنم که احساس خلاقیت کنم و کارم را بهتر انجام دهم”.
۶.  ناصادقی: حقایق و واقعیت های مربوط به اعتیاد ما به اندازه ای آزار دهند است که نمی توانیم آنها را بپذیریم و به همن علت به دروغگویی متوسل می شویم یا با پنهان نگه داشتن نکات و جزئیات مهم مرتبط به اعتیاد خود به تحریف حقایق می پردازیم. ” برای کسب لذت، مواد مخدر مصرف نمی کنم بلکه به خاطر خواص داروئی و آنهم روزهای پایانی هفته مواد مخدر مصرف می کنم”.
۷. القاء کردن:  وقتی از اعتیاد ما به مصرف مواد مخدر سخن به میان می آید به  مشاجره، تمسخر، فریبکاری و این گونه کارها متوسل می شویم: ” من خیلی زیاد مصرف نمی کنم و هر زمان که بخواهم می توانم کنار بگذارم. من در این مورد مشکلی ندارم و این شما هستید که مشکل دارید.
۸. انزوا: برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم از دیگران دوری می کنیم.
 
ب – خود محوری / خودخواهی
از دیگر ویژگی های بیماری روانی اعتیاد، تغییرات شخصیتی است که مصرف مواد مخدر در ما ایجاد می کند. اطرافیان ما ممکن است ما را فردی خودخواه به شمار آورند چون چنین به نظر می رسد که فقط به فکر خودمان هستیم و فکر و ذکر ما فقط مواد مخدر است. اطرافیان ما تصور می کنند که ما از روی عمد و با اراده خود، یا صرفا برای کسب لذت به مصرف مواد مخدر می پردازیم اما وقتی که دچار  بیماری اعتیاد شده ایم چاره دیگری جز خودخواه بودن نداریم چون برای ادامه حیات به مواد مخدر نیاز داریم و آن را به هر کس یا هرچیز دیگری ترجیح می دهیم.
 
پ – خود بزرگ بینی  
شمشیر بزرگ دو لبه ای که ما معتادان گرفتار آن هستیم بزرگ بینی و اهمیت قائل شدن بیش از اندازه برای خودمان است. هنگامی که برای نخستین بار مواد مخدر مصرف می کنیم یک احساس کنترل و قدرت کاذب به ما دست می دهد. توهم ناشی از مصرف مواد مخدر را واقعی پنداشته و خود را بهتر و باهوش تر از دیگران، و تافته ای جدا بافته به شمار می آوریم. ما از آنچه که داریم راضی و خشنود نیستیم و از  زندگی عادی خود احساس رضایت نمی کنیم بلکه می خواهیم بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببریم. گرچه بسیاری از معتادان در این راه شکست خورده و ناکام مانده اند ولی ما تصور می کنیم که پیروز و کامیاب خواهیم شد. برای به دست آوردن قدرت ، پول،  اعتبار و پرستیژ بیشتر تلاش می کنیم. خود را تسلیم رویاها و توهماتی می کنیم که مصرف مواد مخدر در ما ایجاد می کند. نکته مهم اینکه همین احساس  مهم بودن و خودبزرگ بینی است که ما را از تلاش برای کمک گرفتن جهت رهایی از اعتیاد و آزاد شدن از چنگ مواد مخدر و بهبودیباز می دارد. ما معتادان تصور می کنیم که با دیگران تفاوت داریم. با آنکه به قعر اعتیاد سقوط کرده ایم اما تصور می کنیم که برنامه 12 قدم گرچه ممکن است به دیگران کمک کند اما به ما کمکی نمی کند چون ما با دیگران تفاوت داریم و با دیگران قابل مقایسه نیستیم. در برنامه 12 قدم از چنین تصوری که درباره خود داریم تحت عنوان “منحصر به فرد بودن مرگبار” یاد می شود.  در برنامه 12 قدم بر این نکته تاکید می شود که خود را کوچک یا بزرگ شمردن، در واقع دو روی یک سکه می باشند.
 
ت – تغییرات عمده شخصیتی
یکی دیگر از علائم بیماری روانی اعتیاد که افکار و اندیشه ما را پریشان می سازد تغییر چشمگیر رفتار ما در هنگام مصرف مواد مخدر است.    
ممکن است که مهربان ترین فرد روی زمین باشیم، اما هنگامی که مواد مخدر وارد سیستم بدن ما می شود به ناگهان به هیولا تبدیل می شویم. حس پایبندی به اخلاقیات را از دست می دهیم و رفتاری حقارت آمیز در پیش می گیریم. به ارتکاب جرم و جنایت و انجام کارهای ناشایست مبادرت می کنیم. چرا که در حقیقت نیاز به مواد مخدر است که بر رفتار ما سلطه و سیطره دارد. هرگز نمی دانیم که پس از مصرف مواد مخدر چه واکنشی از خود نشان خواهیم داد و چه شخصیتی از خود به نمایش خواهیم گذاشت. در کتاب بزگ الکلی های گمنام تغییر شخصیت شدید فرد معتاد به رفتار دکتر جکیل و آقای هاید که شخصیت اول رمانی به همین نام از یک نویسنده اسکاتلندی قرن نوزدهم است تشبیه شده است که از یک پزشک و انسانی عادی به موجودی هولناک تبدیل شد.
 
فاجعه این است که بیماری اعتیاد قدرت فکر کردن درست را از ما گرفته است. برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم به دیگران دروغ می گوییم. دروغگویی و فریبکاری به طبیعت و شخصیت دوم ما تبدیل شده است و نمی توانیم این واقعیت را که بیمار هستیم به سادگی بپذیریم. بسیاری از ما معتادان تنها پس از سقوط به قعر فلاکت و بدبختی است که می پذیریم بیمار هستیم. رنج و عذاب اعتیاد آنچنان شدید می شود که مکانیزم ها و تدابیر دفاعی ما را درهم می شکند. متاسفانه بسیاری از معتادان پیش از رسیدن به این مرحله جان خود را از دست می دهند، چون قبول واقعیت و تن در دادن به آن بسیار دشوار است.
 
مواد مخدر به روان ما آسیب می رساند و به همین دلیل اگر قصد ترک اعتیاد و حرکت در مسیر بهبودی را داریم، باید بدانیم که نمی توانیم روی افکار و اندیشه های خودمان حساب کنیم؛ چون افکار غیر طبیعی، ناسالم و بیمارگونه ما نمی تواند به ما برای ترک اعتیاد کمک کند. ما به عنوان معتادان مزمن از توانائی ذهنی و فکری لازم برای کمک به خود برخوردار نیستیم. مصرف مواد مخدر این قدرت و توانایی را از ما گرفته است. ما به قدرتی فراتر  و قوی تر از وجود خودمان  نیاز داریم. تنها در پرتو باور و تکیه به این  نیروی برتر است که می توانیم راه چاره ای برای  ترک اعتیاد و رسیدن به بهبودی مستمر بیابیم.
 
شیوه های بیرون آمدن از انکار
 درهم شکستن دیوار انکار یکی از بزرگترین چالش هایی است که ما معتادان هنگام کمک طلبیدن و پیدا کردن مسیر بهبودی با آن رو به رو هستیم. تصور اینکه  روزی  قطع مصرف خواهیم کرد، برای بسیاری از ما معتادان  غیر ممکن به نظر می آید،  چرا که درهمان زمان مغز ما برای اینکه کارکردی عادی داشته باشد به مواد مخدر نیاز دارد. اما نباید نا امید شد چون هنوز هم جای امیدواری هست. بسیاری از معتادان قبل از ما توانسته اند با استفاده از برنامه 12 قدم، این مکانیزم دفاعی مخرب و ویرانگر را درهم بکوبند و هم اکنون در بهبودی  به سر می برند. 
 
راه هایی که برای بیرون آمدن از انکار به ما معتادان کمک می کنند:
 ۱. مهم ترین قدم در رابطه با بهبودی از بیماری اعتیاد، اعتراف و پذیرفتن این نکته است که ما از مشکل اعتیاد رنج می بریم (قدم اول برنامه های 12 قدمی). اگر همچنان به این توهم دل خوش کنیم که هر زمان که  بخواهیم می توانیم مصرف مواد مخدر را کنترل یا ترک کنیم به هیچ وجه نخواهیم توانست برای ترک اعتیاد از دیگران درخواست کمک کنیم. اگر تصور شما این باشد که یک وسیله یا دستگاه صحیح و سالم است، آیا به فکر تعمیر کردن آن خواهید افتاد؟ تجارب شما از مصرف مواد مخدر و آسیبی که این گونه مواد به زندگی شما وارد ساخته اند معمولا به شما نشان می دهد که با یک مشکل اساسی روبرو هستید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید این است که شهامت لازم را به دست آورید و ببینید که اعتیاد چه بلایی بر سر زندگی شما آورده است. حتی اگر اعتراف به همه ابعاد مشکلی که با آن دست به گریبان هستید بیش از اندازه دشوار است، یک اعتراف کوچک و ساده نیز کافی است تا فرایند بیرون آمدن  از انکار را آغاز کنید.  
 
۲. اگر فکر می کنید که گرفتار مواد مخدر شده اید اما قادر نیستید که این را به عنوان مشکلی که هست مشاهده کنید در آن صورت از نیروی برتر خود، آنطور که او را درک می کنید، بخواهید به شما در  شناخت این واقعیت کمک کند. ما مدتهاست که به خود و دیگران در باره شدت اعتیاد خود دروغ گفته ایم، به حدی که اکنون خود نیز اسیر این دروغ شده ایم و آن ها را باور کرده ایم، به طوی که نمی توانیم حقیقت و فریب را از یکدیگر تمیز دهیم. اما با درخواست کمک صادقانه از یک نیروی برتر که خارج از وجود شما است، نشان خواهید داد که به مرحله تواضع و فروتنی رسیده اید و می خواهید از وضعیتی که در آن گرفتار شده اید رهایی یابید.
 
۳. برداشتن قدم اول: ” ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده بود” می تواند به ما در دست کشیدن ازانکار کمک  کند. قدرت و توانی که اعتراف به این واقعیت  که ” اعتیاد یک بیماری است و نه یک ضعف اخلاقی ” به دست می آوریم، به ما کمک خواهد کرد تا واقعیت شرایطی را که در آن به سر می بریم بپذیریم، نه اینکه از مواجهه با آن دوری کنیم.
 
۴. متاسفانه بسیاری از ما تنها زمانی به واقعیت اعتیاد خود تن در می دهیم که به پایان خط یا عجز کامل رسیده باشیم. پایان خط و اوج درماندگی بدترین و دردناکترین شرایطی است که یک انسان گرفتار آن می شود.  عمق و میزان این درماندگی درانسان های مختلف، متفاوت است. برخی از ما زمانی به این مرحله سیاه و نا امیدی می رسیم که هر آنچه را که داشته ایم از دست داده ایم و در این مرحله است که برخی از معتادان مرگ را چارۀ کار می دانند. برخی دیگر از ما زمانی که خانه، خانواده، کار و سلامت خود را از دست می دهیم خود را در چنین مرحله ای احساس می کنیم. شرایط هر چه که باشد پایان خط یا اوج درماندگی مرحله ای است که ما از خواب غفلت اعتیاد که زندگی ما را ویران سخته است بیدار می شویم. اما حقیقت این است که لازم نیست که ما به پایان خط برسیم و آن زمان از انکار دست برداریم. بسیاری از مامعتادان  درحال بهبودی، کسانی هستیم که دیده ایم مواد مخدر ما را به کجا می کشاند و پیش از آنکه همه داشته هایمان را ازدست بدهیم قطع مصرف کرده و مسیر بهبودی را انتخاب کرده ایم.
 
۵. جلسات انجمن های  12 قدمی مکان ارزشمندی برای مقابله با انکار و غلبه بر آن می باشند. قرار گرفتن در میان کسانی که از بیماری مشابهی رنج می برند به کاستن از میزان شرمساری و احساس گناهی که ممکن است درباره خود داشته باشیم کمک می کند. دیدن کسانی که از اعتیادشان را ترک کرده اند و اکنون بهبود یافته اند می تواند به ما قوت قلب بدهد و به ما کمک کند تا با سهولت بیشتری بر انکار  خود غلبه کنیم و بپذیریم که از یک بیماری رنج می بریم و در برابر آن عاجز هستیم.
 
۶. گرچه بسیار دشوار به نظر می رسد اما تلاش کنید تا طرز فکر خود درباره مصرف مواد مخدر را به چالش بکشید. سعی کنید توجیه ها و بهانه هایی را که برای مصرف مواد مخدر به آن متوسل می شوید کنار بگذارید و با دیدی انتقادی به واقعیت اعتیاد خود نگاه کنید. از خود بپرسید هر بار که مواد مخدر مصرف کردم چه اتقاقی افتاد. کارتان به کجا کشیده شد؟ همین که بدانید و بپذیرید که مصرف مواد مخدر چه بلایی بر سر زندگی شما آورده است خود   پیشرفت بزرگی است. به هر حال فراموش نکنید که شما تنها نیستید. برنامه 12 قدم برای بیماری شما راه حل ارائه می دهد. شما می توانید درمان شوید. با وجود خداوند و دیگرانی که دراین برنامه به شما کمک می کنند می توانید سفر خود به سوی یک زندگی جدید و آزاد را آغاز کنید.
 
۷. توجه داشته باشید که بیرون آمدن ازانکار یک فرایند است. در انجمن های 12 قدمی ضرب المثلی وجود دارد که می گوید ما یک شبه معتاد نشدیم و به همین علت نیز نمی توانیم یک شبه بهبود پیدا کنیم. اعتیاد یک بیماری پیچیده و بغرنج است و بهبود یافتن از آن نیز فرایندی طولانی است. برخی از نشانه های ناسلامت عقل و مکانیزم های دفاعی ما حتی مدت ها پس از ترک مواد مخدر نیز ما را رها نمی کنند. از میان رفتن لایه های متعد انکار و خود فریبی در خلال حرکت به سوی تندرستی و بهبودی به زمان، و عمل کردن به رهنمودهای برنامه 12 قدم نیاز دارد. 

منبع:hamrah.co


دسته بندی : مقالات , درمان اعتیاد ,